خطبههای حضرت زینب (س) در کوفه و شام از مهمترین متون دینی و اعتراضی پس از عاشورا هستند که ارجاع به قرآن در آنها فراتر از استشهاد لفظی، کارکردی معناساز، احتجاجی و گفتمانی دارد. مسئله این پژوهش، تبیین چگونگی کارکرد اقتباسهای قرآنی در این خطبهها و نقش آنها در بازنمایی حقیقت عاشورا، اقناع مخاطب و تضعیف مشروعیت گفتمان اموی است. این پژوهش با روش توصیفی ـ تحلیلی و بر پایه الگوی سهسطحی تحلیل گفتمان انتقادی نورمن فرکلاف انجام شده و اقتباسها را در سه سطح متن، عمل گفتمانی و عمل اجتماعی بررسی کرده است. همچنین برای تبیین دقیقتر لایههای معنایی، از تحلیل بلاغی و تفسیری بهعنوان ابزارهای مکمل بهره گرفته شده است. یافتهها نشان میدهد که حضرت زینب (س) از سه الگوی اصلی اقتباس صریح (کامل، جزئی)، اقتباس متغیّر و بازنمایی مفهومی مضامین قرآنی استفاده کرده است. این الگوها صرفاً آرایههای زبانی نیستند، بلکه در بازتعریف نسبت حق و باطل، جابهجایی منطق پیروزی و شکست و برانگیختن داوری اخلاقی مخاطب نقش دارند. بر این اساس، بُعد نفسی کلام در این پژوهش به معنای کارکرد اقناعی و وجدانی زبان در فرآیند دریافت مخاطب است. نتیجه آنکه اقتباسهای قرآنی در خطبههای حضرت زینب (س) بخشی از راهبرد بلاغی ـ گفتمانی آن حضرت در معناپردازی دینی و مقاومت در برابر گفتمان قدرت بوده است.